فهرست
فصل اول: جامعة صنعتی چیست؟1
فصل دوم: مقایسة جوامع از لحاظ صنعتی 5
فصل سوم: قرون وسطی و ویژگیهای آن 10
فصل چهارم: عصر انقلابات کبیر 11
فصل پنجم: کندی رشد، موانع رشد سرمایهداری و صنعت در ایران 14
فصل ششم: مدیریت صنعتی و رفتار سازمانی 17
فصل هفتم: کار و شغل و قشربندی در جامعة صنعتی 21
فصل هشتم: اعتصاب در کشورهای صنعتی 26
فصل نهم: نهادهای اجتماعی و فرهنگی جامعة صنعتی 30
فصل دهم: ویژگیهای روانی جامعةصنعتی 35
فصل یازدهم: نهادهای سیاسی جامعة صنعتی 39
فصل دوازدهم: صنعت و امپریالیسم: ویژگیهای جدید استمار اقتصادی و فرهنگی 43
فصل اول : جامعه صنعتی چیست ؟
تعریف جامعه شناسی صنعتی :
" رشتهای است که جامعه صنعتی را بررسی می کند"اما اگربخواهیم تعریف کاملتری ارائه دهیم تا مشخس شود که چه چیز جامعه صنعتی بررسی میشود، باید گفت: " رشته ای است که به تحلیل نهادها و سازمانهای صنعتی، روابط بین آنها و پیوندهای میان پدیدههای صنعتی و نهادهای جامعه بزرگتر میپردازد.
صنعتی شدن
اصطلاح صنعتی شدن به پیشرفت اقتصادی ادامه داری اشاره دارد که به دنبال کاربرد منابع نیروی غیر جاندار برای ماشینی کردن تولید ایجاد شده است. صنعتی شدن در ابتداء به صورت تولید کارخانه ای بود، اما بعدا به کشاورزی و خدمات نیز گسترش یافت.
روابط صنعتی
روابط صنعتی در برگیرنده روابط میان کارگران ، گروههای کاری ، شرکتها و سازمانهای استخدامی است .
ستیز صنعتی
مراد از ستیز صنعتی رابطه صاحبان صنایع و کارگران است که هم شامل شکلهای ستیز و هم منابع آن می شود .
نظریه های مربوط به ستیز صنعتی
نظریه های تخصص و همکاری : پیشاهنگ این نظریه مکتب روابط انسانی ( تحقیق هاثورن ) است. براساس این دیدگاه کارکنان شرکتها یا نهادهای صنعتی و تجاری را اجتماع همگنی میدانند که منابع مشترکی دارند وکل فرایند تولید را فرایندی مبنی برالگوی یگانگی میدانند.
طرفداران این دیدگاه "نیروی کار" را کالایی می دانند که بخشی از پیشرفت طبیعی تخصص است. تخصص درمیان خانواده، نخست از آنجا آغاز میشود که در تولید برخی از کالاهایی که برای مبادله تولید میکنند متخصص میشوند. اما برخی از اعضای خانواده ترجیح میدهند در مقابل کار مزد دریافت کنند بنابراین بعضی از خانوادهها هیچ کالایی تولید نمیکنند، بلکه بجای آن نیروی کار تولید میکنند. رفته رفته خانواده کارکرد تولیدی خود را از دست می دهد و آن را به بنگاه تولیدی واگذار میکند. رابطه میان مزد بگیر و کارفرمارابطهای است که داخل گروهی اجتماعی به وجود آمده است . نام دیگر این گروه اجتماعی "شرکت" است .
"بنگاه تولیدی" شرکتِ افرادی است که در واحد تولیدی مشترکی اشتغال دارند و منافع آنها مشترک است و روابط آنها را همکاری تعیین می کند ، نه ستیز . بنگاه تولیدی رهاورد تقسیم کار اقتصادی است .
"شرکت" مجموعه ای است از افرادی که هر یک از آنها « کار تخصصی کیفیتا متفاوت » خود را انجام میدهند.
نظریه بهر کشی و ستیز بورژوازی
از این دیدگاه خاستگاه بهره کشی شیوه انباشت سرمایه است. پیدایش خرید و فروش نیروی کار با پیدایش سرمایهداری همراه بوده است. فروشندگان، خریداران و رابطة میان آنان را فراین یگانهای تعیین میکند: تمرکز مالکیت ِ«ابزار تولید» در دست تعدادی اندک و «مالکیتِ زدایی» یا «کوتاه کردن دست » دیگران از ابزار تولید.
بهره کشی: به تفاوت کار و دستمزد بهرهکشی میگویند و وجود بهرکشی بدین معناست که ستیز در ذات نظام سرمایهداری نهفته است.
انواع تبیین ها در نظریه بهره کشی
اول : تبیینهای که مبنای آنها طبقه بندی بازار نیروی کار بر اساس سرمایهداری بودن یا نبودن و درجه آن است .
دوم : تبیینهایی که بر اساس اقدامات سرمایهداران برای بالا بردن درجه بهره کشی ، صورت میگیرد. اینگونه نظریهها به راهبردهایی اشاره دارد که کارفرمایان برای به کار گماردن «بهرهدهترین» کارگران طراحی میکنند.
سوم : تبیینهای که بر شالوده ستیز نابرابر میان سرمایه و نیروی کار صورت می گیرد. که اگر چه همیشه کارفرمایان بر مسند حکومتاند اما برای حفظ سلطة خود بر محیط کار باید بجنگند، تدابیری مانند «تفرقه بینداز و حکومت کن» بیندیشند.
تقسیم کار
معنی اول :به معنی تقسیم کار فنی که فرایند تولید را توصیف می کند. این معنی را اولین بار آدام اسمیت به کار برده.
معنی دوم : به معنای تقسیم کار اجتماعی که به تمایز های درون کل جامعه اشاره دارد که از عقاید کنت و دورکیم نشات می گیرد .
معنی سوم : به معنای تقسیم کار جنسی که به تمایزات اجتماعی میان زن و مرد باز می گردد .
ارزش اضافی
بنابه تحلیل مارکسیستها ، هر کارگر در روز محصولی تولید می کند که ارزش آن بیش از هزینه امرار معاش روزانه همان کارگر است به تفاوت میان این دو ارزش اضافی میگویند.
از خود بیگانگی
این اصطلاح به غریبه شدن اشخاص به خودشان و دیگران اشاره دارد.
مارکس چهار تبیین از بیگانگی عرضه کرده:
(1) کارگر از محصول کارش بیگانه است. آنچه تولید میکند مال دیگران میشود و اختیاری در سرنوشت آن ندارد.
(2) کارگر با عمل تولید بیگانه است. کار هیچگونه ارضای درونی برای کارگر ندارد هدفش فقط تولید است در حالی که حاصل آن به کس دیگر میرسد.
(3) کارگر با سرشت انسانی خود یا نوع بشر بیگانه است. با از بین رفتن خلاقیت وجه تماز کار انسانی و کار حیوانی از بین میرود.
(4) کارگر با کارگران دیگر بیگانه است. زیرا سرمایه داری روابط را به روابط بازاری تبدیل میکند و قضاوت دبارة افراد، به جای آنکه قضاوت دبارة ویژگیهای انسانی آنها باشد، قضاوت دبارة جایگاه و مقام آنها در بازار است. توجه و احترام به یکدیگر، توجه و احترام به همنوع نیست، بلکه بستگی دارد به اینکه فرد کارگر است یا سرمایهدار.
نظریه های مشروعیت و بازار
در نظریه "وبر" شرط اصلی پیدایش مبادلة کالایی پذیرش معیار عقلایی، مشروع و همگانی است که بنیانهای مشروعیت کنش اجتماعی را تشکیل میدهد. اما مهمترین بخش این نظر بازار است بازار دستگاههای مشروعی هستند که در آنها منابع توزیع و کالاها خرید و فروش می شوند.
مبادلة نیروی کار وایجاد بازار کار بخشی از قانون کلی سرمایهداری است که در درجة نخست بر مبنای پذیرش مشروعیت بازار شکل میگیرد. اما نیروی کار کالای معمولی نیست و لازمة آن این است که افراد مشروعیتِ مفهوم خرید و فروش این کالا را نیز بپذیرند. یعنی دو طرف خریدار و فروشندة نیروی کار باشد و افراد تمایل به خرید وفروش نیروی کار داشته باشند.
صنعتگرایی چند بعدی (مکتب آکسفورد)
به نظر اصحاب این مکتب اتحادیههای کارگری اساسا بنگاههایی اقتصادی و بخش لازم جامعه چند بعدیاند . اتحادیههای کارگری در جامعة چند بعدی توازنی در مدیریت قدرت ایجاد میکنند، زیرا این قدرت را به کارگران عضو اتحادیهها میدهند که بر سر شرایط کار و دستمزد و مانند اینها با مدیران و کارفرمایان چانه بزنند.پس اتحادیههای کارگری کارکرد سیاسی نیز دارند و هدف آنها توزیع قدرت سازمانی و تنظیم و مهارکردن قدرت بلامنازع مدیران است.
فصل دوم: مقایسه جوامع از لحاظ میزان صنعتی بودن
جامعه پیش صنعتی
گرهارد لنسکی و جین لنسکی جامعههای پیش صنعتی رابر اساس نظام اقتصادی آنها طبقه بندی کرده اند:
الف ) شکاروگردآوری. ویژگی این جوامع عبارتنند ار: 1- وابستگی افراد به یکدیگر 2- خویشاوندی منبع اقتدار و نفوذ اجتماعی است 3- بخاطر منابع کمیاب یا نایاب از لحاظ دسترسی به منابع نابرابری میان گروه نسبتا کم است 4- در تامین خوراک و پوشاک به طبیعت اکتفاء میکردند 5- سطح تکنولوژی بسیار ناچیز بود و مردم در جستجوی غذا در حال حرکتند6- تقسیم کار براساس تخصصی بسیار ناچیز بود 7- تفکیک اجتمتعی براساس سن، جنس و پیشینة خانوادگی است.
ب ) جامعه پالیزکار. ویژگی آن عبرتنند از: 1- نوعی کشاورزی سبک شامل برخی دانهها و محصولات کشاورزی وجود دارد 2- تاکید آنان برتولید ابزار و لوازم خانگی است البته سطح تکنولوژی این جوامع هم پایین است.
ج ) جامعه کشاورزی 1- افزایش بازدة محصولات کشاورزی 2- چون چند نسل پشت سرهم میتوانندزمین واحدی را کشت کنند، سکونتگاههای دایمی گستردهای بوجود آمد 3- تکنولوژی متکی بر نیروی جسمانی انسان و حیوان بود 4- شکلگیری نهادهای سیاسی 5- دایمی شدن بازدهها به جامعه کشاورزی این امکان را میدهد که دستسازهای چشمگیرتری بیافرینند.
تعریف جامعه صنعتی :
جامعه ای است که اساساً بر مکانیزاسیون تولید کالاهای اقتصادی و خدمات متکی است
آبر کرومبی : ویژگی های جامعه های صنعتی
(1) پیدایی دولتهای یکپارچه بر اساس زبان و فرهنگی مشترک
(2) تولید برای داد و ستد
(3) تولید ماشینی
(4) کاهش جمعیت بخش کشاورزی
(5) شهر نشینی
(6) بالا رفتن سواد همگانی
(7) صاحب حق رای شدن جمعیت
(8) کاربرد علوم در همه حوزه های زندگی
اسکافرولام ( 1992 ) یک ویژگی دیگر رابراین هشت ویژگی افزود” جامعه صنعتی دو نوع نظام اقتصادی اساسی دارند : سرمایه داری و سوسیالیسم“
دو نوع نظام اقتصادی جامعه صنعتی
(1) سرمایه داری
(2) سوسیالیسم
سرمایه داری :
سرمایه داری نظامی اقتصادی است که در آن وسایل تولید بیشتر در دست بخش خصوصی است و انگیزه فعالیت انباشت سرمایه است
تفاوت سرمایه داری کنونی و عصر اقتصاد آزاد(آغاز انقلاب صنعتی) :
1- تنظیم روابط اقتصادی در سرمایه داری کنونی به عهده دولت است.
2- در سرمایه داری کنونی انحصار طلبی مجاز است. البته در بعضی از کشورهها برای مقابلة با این انحصار از قانون"ضدتراست" استفاده میکنند.
ضد تراست: این قانون مانع از آن میشود که یکی از مؤسسات چنان رقابت در صنعتی خاص را به فرمان آورد که بتواند بازار را اداره کند.
تعریف انحصار و انحصار ناقص
انحصار : اداره بازار توسط یک شرکت
انحصار ناقص: به بازاری می گویند که تعداد فروشندگان آن نسبتا اندک است .
مشکلات نظام سرمایه داری از دیدگاه برونر:
مشکلات کوتاه مدت:
(1) گرایش به ایجاد هرج و مرج همگانی : تورم و رکود
(2) گرایش به ایجاد هرج و مرج همگانی: شهرها , راه آهن و بانکها
(3) محدود شدن منابع طبیعی
مشکلات میان مدت:
(1) پیدایی برگزیدگان جدیدی که مدعی مقام فرماندهی اقتصاد هستند.
(2) مبارزه بر سر کسب قدرت در حوزه سیاسی سرمایه داری
(3) ضرورت نظارت بر فن آوریهایی که ممکن است آثار اجتماعی مخرب داشته باشند.
مشکلات بلند مدت:
(1) رشد تصاعدی و گلوله برفی احتیاج به شتاب منابع دارد.
(2) آلودگی طبیعت و گرم شدن زمین
(3) بروز جنگ گریز ناپذیر بین کشورهای غنی وفقیر
دیکتاتوری کارتلها
از آنجایی که نظام سرمایهداری خاستگاه کارتلهاست، بدون شناخت آنها، شناخت سرمایهداری ناقص خواهد بود.
کارتلها: اتحادیه شرکتهای تجاری و صنعتی است برای نظارت بر بازده ، بازار ، قیمت کالا و مانند اینها.
کارتلها, جهان را بر اساس قرار دادهای میان خود به سه بخش تقسیم کردند :
سرزمین های انحصاری( حوزه های نفوذ )
سرزمین های غیر انحصاری ( حوزه های نفوذ مشترک)
سرزمین های خارج از حیطه عمل قرار داد ( حوزه عمومی )
خود جهان را به دو بخش صنعتی و در حال توسعه تقسیم کردند.
انواع شرکتهای سرمایه داری از دیدگاه گیدنز
گیدنز معتقد است در توسعه شرکتهای بزرگ صنعتی امروز سه مرحله کلی وجود داشته است
سرمایه داری خانوادگی : در این مرحله شرکتهای بزرگ را یک خانواده و اعضای آن اداره میکردند و مدیریت به ارث منتقل میشد.
سرمایه داری مدیریتی : مدیران در نتیجة گسترش شرکتهای بزرگ نفوذ بیشتری پیدا کردند، و جای اعضاء خانواده را گرفتند. یعنی شرکت موجودیت اقتصادی مشخصتری پیدا کرد که منافع آن بر منافع خانوادة مؤسس آن مقدم بود.
سرمایه داری نهادی : یعنی ظهور شبکة به هم پیوستة رهبران بخش خصوصی که نه تنها با تصمیمگیری در درون شرکتهای واحد، بلکه با توسعة قدرت شرکتها در خارج نیز سروکار دارد. سرمایهداری نهادی مبتنی بر گسترش سهامی است. سهامداران اغلب رهبری را از دست مدیران خارج میکنند و خود آن را به دست میگیرند.
سوسیالیسم
ریشه نظریه های سوسیالیستی را باید در آثار مارکس و انگلس جستجو کرد.
وسایل تولید و توزیع در مالکیت همگانی است وهدف برآوردن نیازهای مردم است.
مالکیت دولتی صنایع مهم وجه مهم نوع آرمانی سوسیالیسم است.
اقتصاد جوامع صنعتی آمیزه ای از دو نظام سوسیالیستی و سرمایه داری سوسیالیسم و دستاورد قرن بیستم است .
جامعه فرا صنعتی : کشورهای پیشرفته فنی را فرا صنعتی می نامند
تعریف جامعه فرا مدرن از نظر دانیل بل: جامعهای که اساس آن بیشتر تولید اطلاعات است. او که دیدگاه کارکردگرایانه دارد استحالة جامعهها را از صنعتی به فراصنعتی پیشرفتی مثبت ارزیابی میکند.
ارزیابی انتقادی جامعه فرا صنعتی از دید گیدنز:
1- کاهش میزان اشتغال در بخشهای غیر خدماتی از همان ابتدای صنعتی شدن آغاز شده است .
2- بخش خدمات بسیار ناهمگون است .«مشاغل خدماتی» رانمیتوان به سادگی با شغلهای «یقهسفید» یکسان تلقی کرد.
3- بسیاری از شغلهای « خدماتی » به فرایندی کمک می کنند که به تولید کالاهای مادی میانجامد. پس میتوان آنها را جزو تولید صنعتی به شمار آورد.
4- بل مدعی است که آمریکا بیش از هر کشور دیگری در جهت تبدیل شدن به جامعهای فرا صنعتی بیش رفته است.یعنی این کشور پیشگام جامعة فراصنعتی است. ولی معلوم نیست که اقتصاد کشورهای دیگر هم به همین اندازه متکی بر خدمات شود و شاید این ویژگی خاص جامعة آمریکا بودهاست.
5- اینکه آثار درازمدت استفاده گسترده از نظامهای ارتباطات الکترونیکی و ریز پردازی چه خواهد بود چندان روشن نیست . آیا جانشین تولید صنعتی میشوند یا نه ؟
6- نظریه جامعه فرا صنعتی در ایجاد دگرگونی اجتماعی به مبالغه میگراید . آنها نتیجة تحولات اقتصادی را دگرگونی نهادها میدانند. نظریهپردازان فراصنعتی موضعی شبه مارکسیستی دارند.
فصل سوم : قرون وسطی و ویژگی های آن
ویژگی قرون وسطی
1- تقریبا همه ملل عالم در آن بیش از پیش به هم گره میخورد . یونان باستان تنها کشوری اروپایی نبود بلکه اجتماعات یونانیان در آسیای صغیر این کشور را به کشوری آسیایی- اروپایی مبدل کرده بود. با لشکرکشی اسکندر به شرغ تاریخ غرب، تاریخ شرق نیز محسوب میشد. پادشاهی کوشانا، اگر چه در آسیا بود، اما سرزمین قبلی باختریان بود که فرهنگ یونانی داشتند.در قرن پنجم میلادی دستهای از «هونها» که خاستگاه اصلی آنها آسیای شرقی بود به روپا حمله کردند و مرکز دولت خود را درقلب اروپا یعنی "پانونیا" منتقل کنند. هجوم هونها بزرگترین عاملی بود که قرونوسطی را در شرق وغرب به یکدیگر نزدیک کرد.
2- گسترش جهانی مذهب. اگرچه ظهور برخی مذاهب مانند بودا و مسیحیت در عهد باستان بودهاست، اما رواج آنها همچون ادیان بزرگ جهانی به قرون وسطی مربوط میشود.
3-نظام زمینداری بزرگ نظام مسلط جهانی است.ویژگی های نظام زمینداری بزرگ :
1- اقتصاد پایاپای و مبتنی بر مبادله جنسی
2- تولید در مقیاس کوچک و غیر انبوه
3- وابستگی طبقات فرودست به زمین.
4- روشهای تولید در سطح پایین و ابتدایی است .
تاریخ قرون وسطی در اروپا به سه مرحله مهم تقسیم می شود :
قرن 5 تا 11 تشکیل زمینداری بزرگ
قرن 11 تا 15 از اردوکشی صلیبی تا کشفیات بزرگ جغرافیایی را شامل می شود.
قرن 16 تا نیمه اول هفدهم انباشت اولیه سرمایه آغاز می گردد .
مقایسه شرق و غرب از لحاظ درجه پیشرفت در علم و صنعت در قرون وسطی
در قرون وسطی شرق نقش پیشروو غرب دچار بربریت کامل بود . نخستین تمدنها و دولتهای نیرومند و متمرکز بردهداری و دولتهای بزرگ زمینداری در شرق به وجود آمده است .
نقش قرون وسطی در تشکیل تمدن اروپایی
اروپا با استفاده از فنون آسیایی بر آسیا پیشی گرفت.آسیا توده ای از ابداعات فنی را به اروپا منتقل کرد .اما برخلاف آسیا، اروپا ابدعات را به ثمر رساند و از آنها بهره برداری کرد وبه کمک این اکتشاف بزرگ اروپا نیروی شکست ناپذیری به وجود آورد ، از آسیا پیشی گرفت و بنیانگذار تمدن نو شد.
فصل چهارم : عصر انقلابات کبیر ( اقتصادی شدن نظامهای اروپا )
انقلاب صنعتی: انقلاب صنعتی در سال 1830- 1760 در انگلستان و تا حدودی در هلند رخ داد. به گفته اسکافرولام ( 1992 ) محور اصلی آن استفاده از نیروی غیر جاندار برای انجام کارهای تولیدی بود.
انقلاب صنعتی در انگلستان مدیون چهار عامل بود:
1- منابع . نزدیکی کارخانههای انگلستان به منابع ذغالسنگ وآهن علت اصلی شروع انقلاب صنعتی در انگلستان بود
2- حمل و نقل.در قرن هفدهم انگلستان در تجارت جهانی بیرقیب بود و داد و ستد دریایی آن بیش از پیش رونق گرفت، به طوری که احتیاج به تولید محصولات ساخته شده در مقادیر کلان روز به روز بیشتر احساس میشد.
3- کارکنان. استفاده از نیروی کار تقریبا رایگان در صنایع قدیمی که نیاز به تخصص نداشت.
4- بازارها . دسترسی دولت استعماری بریتانیا به بازارهای جهانی همواره رونق صنایع آن کشور را تضمین میکرد.
انقلاب صنعتی
مهمترین تغییری که انقلاب صنعتی باعث آن شد دگرگونی در روشها بود نه دگرگونی در دستگاهها و ماشینها . تغییری که در فنون صنعتی ایجاد کرد تغییری فرعی و ضمنی بود.در جریان انقلاب صنعتی صنایع از خانه به کارخانه منتقل شد .
سازماندهی جدید تولید
مهمترین تحولی که در انقلاب صنعتی رخ داد سازماندهی جدید تولید، یعنی نظام کارخانهای بود. اختراعات فنی در سوق دادن نظام تولید به سوی این شیوة جدید نقش بسیار مهمی داشت و سپس خود این اختراعات نیز تحت تأثیر شیوة جدید تولید تسریع شد.
شکلگیری نظام سرمایهداری
صنعت رو به شکوفایی سرمایه داری ، که رفته رفته از تجمع سرمایه های کوچک نیز بهره مند شد, برای صادرات رونق بیشتری پیدا کرد. پرورش گوسفند کار سودآوری شدو زمیندارن بزرگ به طمع افتادند که دهقانان را از زمینها بیرون کنند و زمینهای یکپارچه و بزرگی را برای پرورش گوسفند در اختیار بگیرند. دهقانان که دارایی خود را از دست داده بودند به ناچار به مزدوری سرمایهداران درآمدند. دهقانان ناراضی دست به شورش زدند این شورشها باعث شد که بازرگانان ثروتمند، صرافان و زمیندارن بزرگ به همراه دهقانان مرفه، بازرگانان خردهپا و پیشهوران جزء مجلسی قدرتمند تشکیل دهند که از نیروی پادشاه انگلستان بسیار بیشتر بود. رشد نظام سرمایهداری در انگلستان به وضع قوانین عقلایی برای تجارت داخلی و خارجی نیاز داشت که با محدود شدن اختیارات حکومت خودکامة سلطنتی و کلیسای کاتولیک امکانپذیر شد.
انقلاب کشاورزی
1- ویژگی آن به کارگیری روشهای جدید در زمینه کشاورزی بود .
2- "وسکونت تاونزند" روش کشت نوبتی را معمول کرد که بر مکبنای آن محصولات ریشهای و علفی و غلات به نوبت در یک زمین کشت میشد.
3- رابرت بیکول روشهای علمی را در دامداری معمول کرد.
جمعیت و انقلاب صنعتی
میزان مرگ و میر کاهش یافت و این در افزایش جمعیت تاثیر فراوان داشت .
افزایش زندگی شهر نشینی انقلاب صنعتی موجب انقلاب در وضعیت زندگی همه بخشهای جامعه نیز بود
تاثیرات انقلاب صنعتی :
1- حکومت پارلمانی را مستقر کرد
2- کار ماشینی را جانشین کار دستی کرد .
3- اقتصاد بسیاری از جوامع راب ه اقتصاد صنعتی تبدیل کرد .
4- خودبسندگی فرد و خانواده را از لحاظ تولید محصول از میان برد .
5- کار در کارخانهها را جانشین تولید خانگی کرد .
6- تقسیم کار پیچیده تر کرد .
7- کارکردها و شکل خانواده را دگرگون کرد و خانواده موقعیت یگانة خود را در مقام منبع قدرت واقتدار از دست داد.
8- روند شهر نشینی را افزایش داد .
9- مفهوم ملیت گرایی را تشدید کرد .
10- نیاز به تخصص را افزایش داد
11- نیاز به افزایش دانش تخصصی جدا از خانواده
12- در جمعیت و حرکات جمعیت تاثیر گذاشت . مرگ و میر و مهاجرت.
13- باعث پیدایی نهادها و سازمانهای صنعتی شد .
سیر انقلاب صنعتی از لحاظ تاریخی :
1- در قرن 17 افزایش قدرت نیروی دریایی انگلستان موجب پیشرفت تجارت دریایی و افزایش ثروت این کشور شد
2- سرمایه داری صنعتی انگلستان دارایی خود را در راه ایجاد موسسات صنعتی به کار برد .
3- صاحبان صنایع در انگلستان درصد تولید انبوه و ارزان قیمت بودند .
4- دانشمندان انگلیسی در قرون 17 متوجه مسائل علمی بودند . و مطالعه در امور فنی را کسرشأن نمیدانستند.
5- اختراع « ماکوی پرنده » انقلابی در صنعت نساجی به وجود آورد .
6- اختراع دستگاههای نخریسی ، اختراعات دیگر را در زمینه صنعت نساجی تکمیل کرد .
7- در سال 1786 ساخت نخستین ماشین بخار از عوامل اصلی انقلاب صنعتی بود .
8- پیشرفت در صنعت استخراج ذغال سنگ بر تکامل اختراعات صنعتی افزود .
9- بهره گیری از دانش شیمی, انقلاب کشاورزی را تسریع کرد.
10- پیشرفت در همه علوم و صنایع تأثیر متقابل داشتند.
فصل پنجم : کندی رشد: موانع اجتماعی رشد سرمایه داری و صنعت در ایران
موانع تبدیل شدن ایران به جامعه سرمایه داری
1- داخلی
2- خارجی
موانع داخلی رشد سرمایه داری در ایران
پدیدههای مربوط به ویژگیهای نظامی سیاسی و اقتصادی در جامعه شهری و روابط خاص آن با جامعه روستایی که سابقه دیرینه دارد .
تداخل و مغایرت شیوه تولید عشایری با شیوه های دیگر تولید و سلطه ایلات و عشایر بر اجتماعات شهری و روستایی.
شیوه تولید شهری :
شیوه تولید شهری و روستای در ایران به گونهای بود که باعث شد تقسیم کار اجتماعی گسترش نیابد و در نتیجه تولید شهری از تولید روستایی متمایز نشود. هرگز کشمکش بین شهر و روستای ایران پدید نیامد تا صنعتگران بتوانند شیوه تولید صنعتی را گسترش دهند .
شیوه تولید عشایری و پیامدهای آن
سلطه تورانیان به ایران از قرن 5 تا قرن دهم هجری موانع اساسی تازهای در راه توسعه سرمایهداری نو پدید آورد . سلطه سیاسی و نظامی جامعه ایلی بر اجتماعات شهری و روستایی موجب سکون اقتصادی شد زیرا وجود عشایر نیرومند مانع از آن بود که قدرت مرکزی سلطه مداوم داشته باشد و جریان انباشت سرمایه دچار وقفه شد .
موانع رشد سرمایه داری در دوران قاجاریه :
حکومت قاجار هم خودکامگی و معایب نظامهای نیرومند مرکزی را داشت وهم نارساییهای نظامهای ملوک الطوائفی را در خود جمع کرده بود.1- مصادره اموال تجار بزرگ 2- مصادرة بخش بزرگی از اموال درگذشتگان 3- عدم پرداخت قرضههای تجار از سوی حکام و کارگزاران بلندپایة دیوانی 4- مقامات حکومتی بهای کالاهایی راکه از کسبه و تجار میخریدند نمیپرداختند 5- دولتهای مرکزی نه تنها تلاشی برای امنیت همگانی وامنیت راهها نمیکردن بلکه شاهزادگان قشون دولتی خود کاروانها و بازارها را غارت میکردند.6- قانون ارث
موانع خارجی :
اقتصاد سنتی ایران در نیمه دوم قرن نوزدهم با اعمال نفوذ قدرتهای استعمارگر به بازار های بین المللی وابستگی پیدا کرد .این وابستگی دگرگونیهای را در اقتصاد ایران پدید آورد
1- رونق تولید مواد خام .
مهمترین دگرگونی در اقتصاد سنتی تولید مواد خامی بود که بازار جهانی به آن نیاز داشت .
2- رونق کالاهای فرهنگی و زوال صنایع نساجی
رونق کالاهای فرهنگی و اعتیاد مردم کشور به مصرف این کالاها موجب زوال صنایع شد
3- سیاستهای اقتصادی حکومت در برابر خارجیها.
سیاستهای نادرست اقتصادی حکومت به موانع رشد سرمایهداری افزود از جمله سیاستهای پولی و گمرکی.سیاستهای پولی دولت و تقلبهایی که در ضرب مسکوکات انجام میگرفت و نیز توازن منفی پرداختهای خارجی و خروج ارز طلا ونقره برای پرداختهای خارجی وهمچنین اجازة صدور اسکناس به بانک بیگانه و نیز کوشش غربیها برای پایین نگهداشتن ارزش برخی از مواد خام مانند پنبه. نظام اجازة گمرکات وعملمرد آن نیز هم برای تویعة تجارت و هم برای رشد صنایع ملی موانعی اساسی پدید آورد. براساس قرداد ترکمنچای حق گمرکی برای ورود کالا پنج درصد ارزش آن کالا دریافت میشد در حالی که برای صادرات کالا سه درصد میشد تازه از شهرهایی هم که کالا از آن عبور میکرد نیز حق گمرکی و راهداری دریافت میشد.
4- وابستگی تجار به خارج
افزایش رفت و آمد تجار خارجی و برقراری فزاینده روابط تجاری میان تجار ایرانی و بازرگانان خارجی به وابستگی تجار ایرانی به غربیها میانجامید .برخی این دسته از تاجران وابسته به خارجیها را دلال و مزدور فرنگیها می دانستند .
5 - تاسیس بانکهای خارجی در ایران
یکی از مهمترین و شگفت آورترین اقدامات حکومت قاجاری ، در راه وابستگی اقتصاد ایران به ممالک خارجی ، اجازه تاسیس بانک شاهنشاهی به دولت انگلیسی بود .بانکی که حق انحصاری چاپ اسکناس و بهرهبرداری از معادن ایران را تا شصت سال در اختیار قرر گرفت و سال 1889 بود . روسها هم امتیاز بانک استقراضی ایران به مدت 75 سال بدست آوردند. از فعالیتهای اساسی این بانک اعطای وام به مسئولین مملکتی جهت پیشبرد اهداف امپراطوری تزارها در ایران بود. همچنین واسطة دریافت و بازپرداخت وامهایی که دولت ایران از دولت روسیه دریافت میکرد.
6- سرمایه گذاری خارجیها در صنایع کشور
از کل کارگران کارگاههای دوران قاجار فقط 31 درصد متعلق به ایرانیان بود و اگر تعدادگارگران نفت جنوب و شیلات و صنایع چوب و حملونقل رانظر بگیریم این مقدار از یکدهم هم کمتر میشود.
فصل ششم: مدیریت صنعتی و رفتار سازمانی
دیدگاههای ساختاری
این دیدگاه بیشتر به ساختمند کردن و طراحی کار در سازمان ابراز توجه می کند
انقلاب مدیریت : مدیریت علمی تیلور
مدیریت تا پیش از قرن 20 رشته مستقلی نشده بود . تایلور بیشترین سهم در آبیاری نهال مدیریت دارد و به پدر مدیریت علمی معروف است .اهمیت تایلور در انقلابی کردن تفکر مدیریت است.
تعریف مدیریت علمی : عنوانی است برای اصول و عملیاتی که دستاورد کارهای تایلور و هوادارانش بود و تاکیدی است که بر بالا بردن کارایی و نظامند کردن مدیریت نهاده شده است .
نظریه مدیریت همگانی : مکتب کلاسیک
هنری فایول و چستربارنارد در مخالفت با طرفداران مدیریت علمی نظریه گسترده تر مدیریت همگانی را تدوین کردند که امروز به عنوان دیدگاه کلاسیک نظریه سازمانی معروف است .
فایول وظایف مدیریت را برنامه ریزی ، سازماندهی ، تسلط بر کارکنان ، هماهنگی فعالیتها و نظارت بر عملکردها دانسته است .
چهار ویژگی سازمان از دیدگاه نظریه کلاسیک
1ـ سازمان باید تخصصی باشد.
2ـ وجود وحدت فرماندهی ایجاب میکند هر عضو زیر نظر یک سرپرست باشد .
3ـ سلسله مراتب فرماندهی.
4ـ مدیران باید فعالیتها را هماهنگ کنند .
دیوانسالاری
ماکس وبر موضوع سازمان اجرایی را با دیدی متفاوت بررسی کرده است و سازمانی که تأکید آن بر رتبه ، نظام ، عقلانیت ، همنوایی و ثبات است یعنی دیوانسالاری را توصیف کرده است:
1- در این نظام مسئولیتها بر اساس مهارت و توانایی واگذار می شود .
2- تأکید بر سلسله مراتب فرادست و فرودست و وحدت فرمانبری است.
3- مدیران باید از اسناد کتبی برای اداره کارکنان استفاده کنند.
4- مدیران باید مقرراتی ثابت ، کامل و آموختنی را رعایت کنند .
نظریه تصمیم گیری
در 1950 "هربرت سیمن" و "جیمز مارچ" چارچوب نظریه تصمیمگیری را برای درک رفتار سازمانی مطرح کردند . آنها الگوی دیوانسالاری را مبنای کار خود قرار دادند . از نظر سیمون عقلایی بود انسان حد و مرزی دارد یعنی افراد با بررسی مجموعة محدودی از گزینهها تصمیمگیری میکند.
دیدگاههای انسانی
این دیدگاهها در نقد نظریات ساختاری و غفلت آنها از بعد انسانی بوجود آمدند.همانند:
مکتب روابط انسانی
پژوهشهایی که با هدف بررسی جنبه انسانی و اجتماعی نیروی کار در صنعت انجام گرفت میان رشتهای بود: هم از دانش جامعهشناسی استفاده میکرد و هم از انسان شناسی اجتماعی و روانشناسی اجتماعی و در مقابل بر دستاوردهای علوم اجتماعی میافزود .
برخی انتقادهایی که بر مکتب روابط انسانی کرده اند .
در این مکتب به نظام کلی سازمان اجتماعی توجهی نشده و ستیز نادیده گرفته شده
به تاثیر اتحادیه های صنفی و محیط اقتصادی کل جامعه در بازده توجهی نشده است
درباره نیازهای اجتماعی کارگران اغراق شده است .
پویایی گروهی
پویایی گروهی به معنی پژوهش درباره تغییراتی است که در رفتار افراد در گروههای کوچک رخ می دهد.این تغییرات انطباقی است، یعنی به منظور اینکه فرد خودش را با هنجارها و معیارهای گروه کوچکی که عضو آن شده است سازگار کند، دگرگونیهایی در رفتارهای او پدید میآید.امروزه این اصطلاع به معنای مطالعه گروه های اجتماعی کوچک است .
محققین این حوزه عبارتند از: " کورت لوین" " کولی" "زیمل"
رهبری
دهه 1950 آغاز توجه به حوزه رهبری بود . "بیلز" و "مکگرهکور" نقشهای رهبران را در سازمانها بررسی کردند. آنان فرضیاتی را قبول داشتند که بر اساس آن مدیر میبایست شیوة رفتار خود را با زیردستانش تغییر دهد و با رسیدن به تفاهم با آنها بازده کارگران و کارکنان را بالا ببرد. این دیدگاه بر مشارکت -کارکنان در تصمیمگیری تاکید دارندو معتقدندکه شرکت در تصمیمگیری عملکرد آنها را به میزان زیادی بهبود میبخشد و بر رضایت آنها میافزاید.
دیدگاههای وحدتگرا
در چند دهة اخیر تفکر سازمانی به تأکید بر وحدت دیدگاههای ساختاری و انسانی گرویدهاست. یعنی تلاش متفکران بر این بودهاست که از دستاوردهای همة دیدگاهها بهره بگیرند.
مکتب فن آوری اجتماعی
در دهه 1950 فن آوری و تاثیر متقابل آن در گروههای کاری مطالعه شد. این مکتب بر این فرض استوار بود که مدیران نباید فنآوری را، که نمود آن در ساختار سازمانی است، ندیده بگیرند و نه گروههای کاری را, که بازتاب آن در روابط انسانی است. برجستهترین اعضای مکتب ." رایس"," امر ی" و "بامفورث" هستند .
نظریه نظامها
این نظریه سخن از وحدت و همگنی عملکرد سازمانی میراند ، از بطن نظریههای اقتصادی ، جامعه شناختی، روانشناسی و علوم طبیعی زاده شده و موضوعات گوناگون انسانی ، ساختاری، محیطی، فنی و .... را در برمیگیرد. مفاهیم درونداد(موادخام، نیروی جدیدی که وارد دستگاه یا نظام میشود) , برون داد(بازده), فرایند, بازخورد ,بازده و تعادل از جمله مفاهیم این نظریه هستند.
نظریه پیشامدی
نظریه پیشامدی به توانایی مدیر برای برخورد با وضعتها و تنگناهایی که ممکن است در سازمان رخ دهد باز میگردد. این نظریه به هماهنگی میان فرایندهای سازمانی و ویژگیهای وضعیتی توجه داد. "برنزو استاکر" دو نوع نظام مدیریت اساسا متفاوت را توصیف کردند .مکانیکی ( ماشین دار )و ارگانیکی ( موجود زنده ، اندام انسان و انعطاف پذیر )
رهیافت وظایف مدیران
ده وظیفه مدیریت از نظر هنری مینتزبرگ:
1- ریاست.مدیر در مقام، نمادیا نمایندة سازمان، وظایف تشریفاتی گونگونی را انجام میدهد.
2- رهبری: مدیر با زیردستان کنش متقابل دارد، به آنها انگیزه میدهد و آنها رابه پیش میراند.
3- ارتباط: مدیر شبکهای از روابط ایجاد میکند تا با آن برای سازمان اطلاعات گردآورد.
4- بازبینی: مدیر از بیرون و درون سازمان اطلاعات جمع میکند. برای این منظور مدیر بازیردستان در جلسات شرکت میکند، نشریاتی که مربوط به شرکت است منتشر میکند و یا در کمیتههایی که شرکتهای دیگر حضور دارند شرکت کند.
5- ترویج: مدیر اطلاعات واقعی و ارزشی را به زیردستانش منتقل میکند.
6- سخنگویی: مدیر به اشخاص بیرون سازمان دربارة عملکرد و سیاستهای سازمان اطلاعات میدهد.
7- ابتکار: مدیر دگرگونیهایی را در سازمان طراحی و اجرا میکند. طراحی مجدد کار زیردستان، تغییر ساعات کار و یا آوردن صنعتی جدید به سازمان .
8- چاره اندیشی: مدیر برای مشکلاتی که در نتیجة توقف عملیات سازمان ایجاد میشود راهحل پیدا میکند.
9- تخصیص اعتبار: مدیر به تخصیص افراد، پول، مواد و زمانی که برای اجرای طرحهایش لازم است نظارت میکند.
10- مذاکره: مدیری که کارمند یا کارگر جدیدی را استخدام میکند ممکن است برسر وظایف او یا مزایای جنبی یا بیمههای مختلف با او صحبت کند.
مراحل توسعه شرکتهای بزرگ صنعتی از نظر گیدنز:
1- سرمایه داری خانوادگی (قرن 19 و اوایل قرن20 ).
2- سرمایهداری مدیریتی
3- سرما یه داری نهادی
فصل هفتم:کار و شغل و قشر بندی درجامعه صنعتی
تعریف کار
کار وسیله ای است برای دسترسی به منابعی که به آن به بتوان نیازهای اساسی را برطرف کرد .
شغل چیست ؟ شغل یا اشتغال ترتیبی است قرار دادی به منظور کار کردن برای دیگری , کارفرما یا استخدام کننده و معمولاً ویژگیهای زیر را دارد:
1. از لحاظ مکانی از خانه جداست
2. زمان انجام دادن آن در اوقات مشخصی است .
3. منبع در آمد است
4. هویت و پایگاه اجتماعی شخص را در داخل جامعه مشخص می کند .
کارکنان چه کسانی هستند ؟
کارکنان یا نیروی کار همه کسانی را که بالای پانزده سال دارند و استخدام شده اند یا ذخیره استخدام هستند در بر می گیرد .
معیار قشر بندی در جامعه صنعتی
به نظررایت ، اداره منابع اقتصادی در تولید سرمایهداری امروز سه بعد دارد و به وسیله این سه بعد میتوان طبقات را در جامعه تشخیص دهیم:
مدیریت سرمایه گذاریها یا سرمایه پولی
مدیریت وسایل مادی تولید( زمین ، کارخانه و ادارات)
مدیریت نیروی کار
طبقات در جوامع سرمایه داری صنعتی
طبقه بالا , طبقه متوسط , طبقه کارگر
1- طبقه بالا: طبقه ای است که به دلیل مدیریت مستقیم سرمایه صنعتی و مالی ، بیشترین ثروت جامعه را در اختیار دارد .
2- طبقه متوسط و یقه سفیدان : اصطلاح طبقه متوسط شامل افرادی است که مشاغل گوناگون دارند و اکثر جمعیت کشورهای صنعتی را تشکیل می دهند .معادل فارسی آن « پشت میز نشین ها » است.
بخشهای طبقه متوسط
الف ) طبقه متوسط قدیم (کشاورزان مالکان فروشندگان محلی و صاحبان سرمایه ی کوچک )
ب ) طبقه متوسط بالا ( دارای مشاغل مدیریت و حرفه ای هستند )
ج ) طبقه متوسط پایین ( شامل افرادی می شود که در مقام کارکنان دفتری ، معلمان ، پرستاران و مانند اینها به کار اشتغال دارند )
3- طبقه کارگر :طبق تعریف آبرو کرومبی و دیگران : طبقه کارگر کسانی اند که کار یدی می کنند.
بخشهای طبقه گارگری
در طبقه کارگر به دو بخش می توان اشاره کرد .
1- اشراف کارگری ( قشر بالای طبقه کارگر ) که دارای مهارتها و موقعیت راهبردی هستند.
2- طبقه پایین کارگری که دارای مشاغل غیر تخصصی هستند
کار زنان : تا بیش از سال 1914 کار زنان بیشتر به کار زنان مجرد کارگر محدود بود . زنان یا در خانه خود میماندند یا کاری در خارج از خانه ( کلفتی ) اختیار میکردند . متوسط دستمزد زنان در کشورهای صنعتی پایینتر از مردان است .
جنسیت و طبقه و بازتاب آن در کار
"دکس" معتقد است که زنان مانند مردان زندگی حرفهای دارند. اما مزدی که به زنان پرداخت میشود بسیار کمتر از مردان است و این بازتاب شغلهای متفاوت زنان است .ساعات کار زنان متفاوت است و همچنین آنان بیشتر در بخش خدمات به کار مشغولند . تقسیم حوزههای کار به کار زنانه و مردانه علت تفاوت مشاغل زنان است . شغل بیشتر زنان محدود به کارهایی است که از مردان دستور میگیرند یا کارهای پیش پا افتاده انجام میدهند .زنان بخشی از کارگران حاشیهای هستند .
نابرابری در کار
"دوروتی" و "دربرن" تبعیضهای موجود در کار را به صورت زیر فهرست کرده است :
1- طولانی بودن ساعت کار سرکارگرها
2- جدایی مکانی کارگران یدی و غیر یدی
3- نظارت دقیقتر بر ساعات کار کارگران یدی
4- مرخصی استعلاجی کمتر و تعطیلات کمتر برای کارگران یدی
5- گرایش به پرداخت حقوق کارگران به طور هفتگی تا از اضافه حقوق سالیانه بی بهره بمانند
6- گرایش به اینکه کارگران یدی از حقوق باز نشستگی شرکتها استفاده نکنند
بیکاری
بیکاری به نوع شغل بستگی دارد. بالاترین بیکاری مربوط است به کارگران ناماهر یدی.
تعریف بیکاری : هنگامی که شخصی برای گذراندن زندگی نیاز به شغلی یا درآمد مناسب دارد و از لحاظ روحی و جسمی و سنی میتواند در یک رشته تولیدی و خدماتی کارایی داشته باشد, اما رکود اقتصادی و توزیع نامناسب درآمدها و عوامل دیگر او را از بازار کار رانده است . آن شخص دچار بیکاری است .
توزیع بیکاری
طبق بررسی ها ( در انگلستان) بیشترین بیکاری در میان افراد یا مناطق زیر دیده می شود :
1- جوانان زیر 20 سال
2- بیکاران مرد دراز مدت ( یعنی تا 12 ماه بیکارند).
3- سیاه پوستان
4- در مناطقی که صنایع ( دودزای ) قدیمیتر مستقر بوده اند
پیامد های بیکاری :
1- فقر گریز ناپذیر است و وابستگی به رفاه دولتی به گسترش بیشتر فقر می انجامد .
2- از هم پاشیدگی خانواده محتملتر است .
آثار فقر تا حدی به علت وجود اقتصادی غیر رسمی که بیکاران به وسیله آن به یکدیگر کمک می رسانند جبران می شود . اما این اقتصاد خود بر مشکلات اجتماعی می افزاید .
اقتصاد غیر رسمی بازار کار :
اقتصاد غیر رسمی به مبادله پول ، کالاها یا خدماتی اشاره دارد که به دولت گزارش نمی شود. اعضای این شبکه مالیات نمیدهند، کاری به قواعد و مقررات و رعایت حداقل دستمزد ندارندو صورت دفاتر وگذارشهای مالی خود را به دولت نشان نمیدهند.
عوارض اقتصاد غیر رسمی :
1- امنیت شغلی آن بسیار ناچیز است .
2- سطح دستمزد با ضوابط کشوری نا هماهنگ است .
3- معیارهای بهداشتی نیز در آن رعایت نمی شود .
اتحادیه های کارگری :
اتحادیهها سازمانهای خود جوشی هستند که کارگران برای دستیابی به حداکثر نیروی برخورد با کار فرمایان خود آنها را تشکیل می دهند .
پیدایی اتحادیه ها
"گیلدها" انجمهای صنفی خاصی اند که هم کارگران در آن گرد می آمدند و هم کارفرمایان . این انجمنها از قرون وسطی در انگلستان وجود داشته است. در سال 1824 اتحادیه های کارگری قانونی شدند .
اتحادیه ها و سازمانهای کارگری در انگلستان :
این کشور خاستگاه مبارزات کارگری میباشد .در 1799 هر نوع اتحادیه غیر قانونی اعلام شد وحتی در سال 1812 مجازات اعدام برای افراد کارگر تشکیل دهنده اتحادیه تصویب شد ولی در 1824 اتحادیه قانونی شدند. در 1836 نهضت چارتیسم به وجود آمد و هدف اش اتحاد کارکران با هم بود .در 1871 تشکیل اتحادیه های کارگری رسمیت یافت .
هدفهای اصلی نهضت کارگری در انگلستان
1ـ بهتر کردن کمیت و کیفیت مزد و شرایط کار
2ـ افزودن بر درآمد ملی و تأمین اشتغال کامل
3ـ گسترش نفوذ طبقه کارگر و اتخاذ سیاست صنعتی
کنگره اتحادیه های کارگری انگلستان
کنگره اتحادیههای کارگری عالیترین مرجع سازمانهای کارگری و در واقع مرکز کلیه اتحادیههای کارگری در انگلستان است و نقش ارشادی را برای اتحادیههای عضو ایفا می کند .
سازمانهای کارگری فرانسه
کارگران فرانسوی شرایط کار طاقتفرسایی داشتند .در 1830 کارگران روزنامههایی منتشرمیکردند و درآن ازحقوق خود در برابر کارفرمایان دفاع میکردند. در 1831 بحران اقتصادی در فرانسه اوج گرفت و کارگران بیکار تظاهرات کردند. در 1832 تشکیل انجمن برادری و بشر دوستی به دست کارگران نساجی شهر پاریس . در ماه مه 1832 کارگران چاپخانه های شهر نانت اتحادیه صنفی خود را به وجود آوردند .
در 1884 تصویب قانون تشکیل سندیکا. در 1887 اتحادیه حرف و صنایع به وجود آمد. در 1895 کنفدراسیون کارگران فرانسه تشکیل شد که به دو قسمت شدند یکی مسیحی و دیگری انقلابی .
سازمانهای کارگری امریکا
در 1792 صنف کفاشان اولین سازمان کارگری را تاسیس کردند . در اواخر 1860 اتحادیه ملی کارگری تشکیل شد.
سازمانهاتی کارگری شوروی
در اواخر قرن نوزدهم سازمانهای کارگری تشکیل شدند. با روی کار آمدن حکومت کارگری در روسیه , اتحادیه های کارگری به شعبههای حزب کارگر تبدیل شدند.
فصل هشتم: اعتصاب در کشورهای صنعتی
اعتصاب و تعطیلی کارگاه
وقتی که کارگران و سازمانهایشان نتوانند اختلافات جمعی را با کارفرمایان حل کنند ممکن است اعتصاب یا تعطیلی کارگاه پیش بیاید. اعتصاب حربه کارگران و تعطیلی کارگاه حربه کارفرمایان است .
تعریف اعتصاب: عبارتست از خودداری ارادی و دسته جمعی کارگران از انجام دادن کار که به منظور رسیدن به هدفهای مشخصی صورت میگیرد , اما به معنی نقض همیشگی قرارداد نیست.
تعطیلی کارگاه: کارفرما برای تهدید کارگران و زور آزمایی در مقابل آنها و به منظور تحمیل شرایط کار موقتاً محل کار را تعطیل میکند.
رسمیت یافتن حق اعتصاب
فرانسه سال 1864 , انگلستان سال 1875 , در شوروی سابق اصلاً به رسمیت شناخته نشد.
انواع اعتصاب از نظر محتوا
اقتصادی , اجتماعی , سیاسی
انواع اعتصاب از نظر شکل
1- خرابکاری در محل کار
2- ناگهانی و غیر رسمی که بدون اجازه و تصویب سازمانهای گارگری انجام میشود.
3- گروگانگیری کارفرما و مدیران سطوح بالا
4- جلوگیری از استخدام
5- اشغال محل کار
6- اعتصاب همدردی
7- تحریم کار
8- کم کاری
9- خوداری از اضافه کار
10- تحصن یا اعتصاب نشسته
11- تهدید کننده. برای تهدید کارفرما اعتصاب میکنند.
12- نوبتی. که به صورت دست کشیدن از کار و انجام کار به صورت متناوب.
علتهای اعتصاب
1- همکاری با سایر کارگران
2- دفاع از تشکلهای کارگری
3- وجود اختلاف نظر
4- اهداف سیاسی
5- موج نا آرامی از سایر کشورها
6- ستیز طبقاتی
درخواست اعتصاب کنندگان عبارتند از:
1- افزایش دستمزد
2- کاهش ساعت کار
3- تضمین شغلی
4- تغییر در روش تولید
5- مشارکت در تصمیم گیری
اعتراض به :
1- مدیریت بد وبه ویژه رفتارهای غیر انسانی کارفرما.
2- نارسایی ها موجود در مقررات تأمین اجتماعی
3- وضعیت محیط کار- وضعیت ایمنی و حفاظت و بهداشت محیط کار
اعتصاب و نظریه همکاری (کارکردگرایی)
از این دیدگاه چون ستیز ذاتی نظام نیست لذا از حفظ وضع موجود پشتیبانی میشود. بنابراین اعتصاب , بیماری و بر خلاف نظم است وباید آن را سرکوب کرد.
اعتصاب و نظریه ستیز
از این دیدگاه وضع موجود بیماری و انحراف است. لذا ستیز و اعتصاب پسندیده است
اعتصاب و نظریه مشروعیت و بازار
بروز ستیز ممکن است برایتقویت وضع موجود مفید باشد. "لوئیسکوزر" معتقد است بروز ستیز(اعتصاب) به جای اینکه ویرانگر باشد، ممکن است وسیلهای برای ایجاد توازن و در نتیجه عاملی برای حفظ جامعه باشد. زیرا اگر توانایی نظم برای برخورد با وضعیتهای مختلف و متغیر در نظر گرفته شود، بهتر میتوان تعادل خود را حفظ کند. مانند تأسیس اتحادیههای گارگری.
اعتصاب در فرانسه
شورتر و تیلی اعتصاب در فرانسه را بررسی کرده اند و به نظر آنها در بررسی اعتصاب سه دیدگاه وجود دارد:
"دیدگاه نخست" اعتصاب را حاصل فقر کارگران میداند و "دیدگاه دوم" اعتصاب را گسست در نظم اجتماعی میداند که بیهنجاری میانجامد. درفرایند صنعتی شدن برخی ساختارها در حال فروپاشی و برخی در حال شکلگیری هستند، نامخوانی یا برخورد یا تداخل این ساختارها با یکدیگر به سرگردانی و بیهنجاری مردم و جامعه میانجامد.
دیدگاه" سوم اعتصاب" را حاصل ستیز منافع میداند
نظریة اعتصاب و کاربرد آن در کشورهای صنعتی
دوره های اعتصاب در فرانسه
سال 1800 مرحلع پیشه وری، سالهای 1945 – 1800 مرحله تولید انبوه، سالهای 1945 به بعد مرحله بخشهای علمی
اعتصاب در سوئد
"کورپی وشالف" در این زمینه تحقیق کردهاند.آنها بیشتر دیدگاه صنعتگرای چند بعدی را مد نظر قرار دادهاند. به نظر آنها در بررسی اعتصاب باید توزیع منافع قدرت میان گروههایی که در دموکراسیهای سرمایهداری شرکت دارند را مد نظر قرار داد. اگر حزبهای سیاسی متکی بر گارگران تسلط بر شاخة اجرایی حکومت داشته باشند، ستیز منافع گارگران و سرمایهداران ممکن است به حوزة سیاسی منتقل شود. ودر نتیجه احتمال بروز اعتصاب را کم یا محو میکند.
اعتصاب در امریکا
"ادواردز" معتقد است که اعتصاب در امریکا مبارزهای است که بر سر نظارت بر کار در دورهای طولانی صورت گرفته است.
اعتصاب در بریتانیا
"ناولز" در بررسی اعتصاب در بریتانیا سه نوع مهم اعتصاب را مشخص کرده است :
1- بنیادی ( دستمزد )
2- سایشی( استخدام طبقات خاص )
3- همبستگی ( اتحادیه های صنفی )
به نظر او اعتصاب در بریتانیا حالت موجی دارد .
فصل نهم: نهادهای اجتماعی و فرهنگی جامعه صنعتی
آشنایی با نهادهای اجتماعی فرهنگی جامعه صنعتی:
خانواده در جامعه صنعتی: بقای هر جامعه به باز تولید نسل های جدید جمعیت در آن جامعه بستگی دارد. اکثر این جوامع روابط جنسی , فرزند پروری , و اجتماعی کردن کودکان در نهادی به نام خانواده هستهای صورت می گیرد.
"خانواده هستهای" واحدی خانگی است مرکب از یک زن و یک مرد و کودکان وابسته آنان.
ساخت خانواده در حال زوال است و شکل جدیدی از خانواده با عنوان تک والدی در حال ظهور است در این خانواده فقط پدر یا مادر وظایف اجتماعی پدر و مادر را انجام می دهد.
"خانواده های بازسازی شده" نیز در این جوامع رواج دارد. خانوادههای بازسازی خانوادهای است که پدر یا مادر پس از جدای همسر دیگری میگزیند.
از دیگر اشکال خانواده در این جوامع خانواده پرورشی است.
"خانواده پرورشی":خانوادهایست که دو شخص بزرگسال (غیر از پدر و مادر)وظیفهی تربیت فرزند را برعهده میگیرند.
مهم ترین دگرگونی در خانواده از قرن 18 به بعد پدید آن زمانی بود که تولید کالا در کارخانهها سازماندهی شد و خانواده برخی از کارکرد خود را از دست داد.
دیدگاه تونی بیلتون درباره کارکردهای خانواده :
تونی بیلتون و همکارانش معتقدند که تاثیر صنعتی شدن بر زندگی خانوادگی را نباید بی چون و چرا پذیرفت. چرا که:
1- بسیاری خانواده ها همچنان به تولید کالا برای مصرف خانوادگی ادامه دادند.
2- کنار رفتن زنان و کودکان از فعالیت های تولید به سرعت و قاطعیتی که برخی میپندارند رخ نداد .
3- کار روزانه برای تبدیل کالا به شکل قابل مصرف در خانواده نادیده گرفته شدهاست.
4- با ظهور تولید کارخانه ای, مردان از زنان و فرزندانشان جدا نشدند , بلکه گاه تمام اعضای خانواده در کارخانهها استخدام می شدند.
5- کارکردهای مربوط به تفریح و تامین اجتماعی کاملاً از دوش خانواده برداشته نشده است .
خویشاوندی در جوامع معاصر
در بریتانیا , طبق پژوهش "یانگ و ویلموت" در دهه 1950 , شبکه های خویشاوند شالوده مهمی را برای همبستگی و اجتماع پذیری تشکیل می داد. اما اکنون تحرک های جفرافیایی پیوندهای خویشاوندی راسست کرده است .
ازدواج و طلاق در بریتانیا :
در جامعه بریتانیا روابط زناشویی به صورت شکننده و آسیب پذیری در آمده است. ازدواج هنوز دو خانواده را به هم پیوند می دهد اما چنین پیوندها چندان اهمیتی از لحاظ اجتماعی ندارند. در بریتانیا تاکید هنجاری بر ازدواج بر روی رضایت عاطفی و جنسی است نه رسیدن به ارتقائ اجتماعی و ارث.
دلایل طلاق در بریتانیا
1- یکی از علت های شکست زناشویی تاکید اجتماع بر انجام تعهدات به صورت فردی است.
2- علت دیگر نبود فشار مؤثر از طرف خویشاوندان است.
3- نبود محدودیت های ساختاری و هنجاری باعث آسانی گسستن و از هم پاشیدگی می شود .
خانواده معاصر و فرزند پروری
فرزند سالاری دستاورد جامعه صنعتی است. زیرا نه تنها پدر و مادر گرایش به صرف وقت بیشتر برای فرزندان دارند بلکه پرورش و حمایت کامل از فرزندان دلیل وجودی خانواده است.
آموزش و پرورش در جهان صنعتی :
"گیدنز" میگوید امروزه در همهی کشورهای جهان آموزش و پرورش به صورت یکی از حوزه های مهم سرمایهداری در آمده است. اما شیوه های آموزشی و سطوح آموزشی در کشورها فرق زیادی با هم دارند:
در فرانسه نظام متمرکز است ولی در امریکا نظام نا متمرکز است.
مدارس و سرمایه داری صنعتی:
"ساموئل بولز" و "هربرت جیتس" درباره ی لزوم پیوند آموزش و پرورش با صنعت و پاسخگویی به نیازهای صنعتی معتقدند که : آموزش و پرورش چندان تاثیری در برابری اقتصادی نداشته است. بلکه نهادی است که نیازهای اقتصادی سرمایهداری صنعتی را برآورده میکند. نیروی انسانی مهمترین عامل تشکیل دهندهی نظام روابط صنعتی است. نیروی کار به کمک دانشهای خود وظایف و مسولیتهایی را که بر عهده دارد انجام میدهد.
شهر صنعتی:
پیشرفت در فناوری کشاورزی به دگرگونیهای ژرفی در زندگی اجتماعی انجامید. فواید صنعتی شدن نیز زندگی اجتماعی را سراپا دگرگون کرد و سکونت گاه های شهری تازه تاسیس, کانون صنعت و بانکداری و مدیریت مالی و صنعتی شدند.
نظریه "پل ویریلی"و درباره شهر ارتباطی:
پس از انقلاب صنعتی ما با شهرهایی آشنا شدیم که با شبکه راهها وحمل و نقل به یکدیگر مربوط بودند.این پدیده را تقابل شهر و روستا نامید.
اما از پایان قرن بیستم به بعد تقابل شهر و روستا وجود ندارد بلکه تقابل مرکز و حاشیه مطرح است .
ما امروزه به سوی انقلاب ارتباطات پیش می رویم که اینترنت به نوعی آغاز ساختمان شهری تازه است . شهری بالقوه با شبکه ارتباطی درونی بر اساس سرعت مطلق امواج الکترومغناطیسی. نوعی فرامرکز و جهان شهر که تمام شهرهای واقعی اقمار و حواشی آن هستند.
مشکلات اجتماعی شهرها: ساکنان شهرها با چنین مشکلاتی رو به رویند:
1- جرایم
2- الودگی هوا
3- سر وصدا
4- بیکاری
5- شلوغی مدارس
6- ناکافی بودن وسایل حمل و نقل انبوه .
مالکیت صنعتی و انواع آن :
مالکیت همگانی , مالکیت تعاونی , مالکیت خصوصی
مالکیت همگانی خود سه شکل دارد:
1- مالکیت دولتی:این صنایع زیر نظر مستقیم وزارتخانه اداره می شود.
2- مالکیت شهرداری:صنایعی که کاربرد همگانی داشت و برای تامین رفاه شهروندان زیر نظر مقامات محلی اداره می شود.
3- شرکت دولتی:بدون درگیر کردن حکومت در نظارت روزانه بر فعالیت های شرکت.
مالکیت تعاونی:
همانند تعاونیهای راه آهن:سازمان های خود جوشی که مالکیت آن ها با استفاده از آن است و به هر کس به نسبت استفادة بیشتر سود تعلق میگیرد.
مالکیت خصوصی:
کسبه خرده پا
شرکت سهامی عام: به معنی این بود که دو یا چند نفر مسئولیت مشترک تجارتی را بر عهده میگرفتند. معمول شدن مسئولیت محدود بدین معنی بود که هریک از سهامداران تنها به اندازة میزان سهامی که سرمایهگذاری کرده مسئول است. یعنی اگر شرکت ورشکست شد، ملزم نیست بیش از آن بپردازد.
مشکلات شرکت های همگانی:
1- مالکیت این شرکت ها از تسلط بر آن جدا شده است.
2- در چنین شرکت هایی مدیریت واقعی شرکت در دست تعدادی مدیر حرفه ای است.
3- شرکت ها به هنگام واگذاری و خرید و فروش سهام ممکن است دچار تغییراتی شوند.
مذهب در جهان صنعتی:
کلود لوتران معتقد است که غرب در مرحله گذار(انتقال ) به سوی فرا تجدد است . ویژگیهای این مرحله عبارتند از:
1- تردید درباره ارزشهای غالب جامعه
2- بروز بحران ارزشهای معنوی
سیر تحول تفکر دینی در مغرب زمین
کلود لوتران دوران های گذشته را به این صورت زمانبندی کرده:
1- ازعهد باستان تا قرن 18 که الگوی حاکم بر جوامع اروپای صنعتی است .
2- تولد تفکر علمی جدید که با مکتب اصالت عقل درتفکر اروپایی پیوندی نزدیک داشت.
3- ظهور جنبش نهیلیسم . در ابتدای قرن 20 ماکس وبر سخن از ناکامی و سرخوردگی جهان می گوید.
4- دوره ی بازگشت به مذهب از 1960 تا کنون
علت های گرایش به سوی طیف مذهبی " عصر جدید"
الف: جوامع مصرفی مشوق فرد گرایی است و سر کار چندانی با فرایض جمعی ندارد.
ب : نابودی آرمان های جمعی و نبود ارزش های مذهبی جمع گرایانه فرد را در گزینش مسیر زندگی بیراهنما گذاشته است.
ج: افراد با گزینش گرایشهای طیف مذهبی عصر جدید به تدریج بینشیی پیدا میکنند که رابطه میان جسم و روح جهان را توجیه میکند.
فصل دهم: ویژگیهای روانی جامعه صنعتی
مقایسه ویژگیهای روانی جامعه قرون وسطی با جامعه صنعتی جدید
"اریک فروم" از جمله کسانی است به روانشانسی جامعه صنعتی پرداخته است فروم می گوید: اگر جامعه جدید را با قرون وسطی مقایسه کنیم در مییابیم که مهمترین ویژگی قرون وسطی قبول آزادی فردی است.
در پایان قرون وسطی در ساختمان اجتماع و شخصیت انسان تغییراتی نمودار شد و مرکزیت اجتماع به سستی گرایید سرمایه و رقابت اهمیت بیشتری پیدا کرد .
علت ویرانی سریع اجتماع قرون وسطایی در ایتالیا.
موقعیت جغرافیایی ایتالیا و منافع حاصل از تجارت .
دشمنی و درگیری میان پاپ و امپراطور و ایجاد واحدهای مستقل.
نزدیکی به مشرق زمین و فراگیری بعضی از فنون.
ویژگیهای روانی دوره رنسانس
1- فرد از اسارت قیود اقتصادی و سیاسی رها می شود .
2- فرد از وابستگیها و علایقی که به وی امنیت می دهد محروم شد.
3- فرد دیگر در جهان بسته ای محبوس نبود .
4- فرد در جهان بی انتها و پر مخاطره ای سرگردان بود .
5- در پی یافتن هویتی برای خود بود .
6- فرد را قدرتهای بالاتر از او تهیدیدش می کردند .
7- دیگران رقیب او (فرد) بودند .
8- فرد دچار احساس پوچی و بدبختی شد .
9- فرد منزوی و تنها شده بود و خطر از همه سو او را تهدید می کرد .
تفاوت آموزه های لوتر با آموزه های کلیسای کاتولیک
1- لوتر به انسان در مسائل مذهبی استقلال داد.
2- پروتستان نقش واسطه ها را در رابطه میان انسان و خدا برداشت.
ویژگیهای روانی دوره سرمایه داری انحصاری
عواملی که به ضعف نفس فردی می انجامید پیشی می گیرد و آنها که به او نیرو میدهند از اهمیت میافتند,احساس ناتوانی و تنهایی فرد افزایش مییابد, از بندهای قدیمی میرهد و کارگران امکان مبارزهی جمعی پیدا میکنند.
در حوزه دمکراسی نیز وضع مانند حوزهی اقتصادی است.
طرح مسئله گریز از آزادی
اریک فروم معتقد است که:
مردم نمی توانند بار آزادی منفی( یعنی ازادی از قید و بند ها ) را تحمل کنند , لذا میکوشند خود را از دو طریق اصلی از شر آن رها کنند :
1- تسلیم به یک رهبر ( کشور های فاشیستی )
2- همرنگی با دیگران (کشورهای دموکراتیک)
راههای گریز از آزادی
1- قدرت گرایی : در این راه شخص می کوشد برای فرار از تنهایی یا تسلیم شود یا بر دیگران تسلط پیدا کند .
اشکال گرایشهای آزار گرانه (سادیستی)
نوع اول وابسته کردن دیگران به خود است
نوع دوم شامل هم تسلط بر دیگران و هم استثمار آنها
نوع سوم گرایش به آزار جسمی و روانی دیگران
2- تخریب: شخصی که احساس تخریبی دارد راه گریز از احساس ناتوانی خود را تخریب دنیای بیرونی میداند.
3- همرنگی ماشینی : مقصود از این راه گریز که اغلب افراد اجتماع به آن روی می آورند از دست دادن هویت به گونه ای است که شخص فقط دنبال رو الگوهای فرهنگی اجتماع می شود .
آگاهی طبقاتی و گرایشهای سیاسی طبقات مختلف
آنتونی گیدنز در کتاب جامعه شناسی به گرایشهای طبقات اجتماعی گوناگون و رفتارهای آنها در رای گیریهای انتخاباتی اشاراتی کرده است .
1- طبقه بالا : در بریتانیا آن دسته از ثروتمندان و خانواده های که ثروت آنها در چند نسل به ارث رسیده است غالباً به کسانی که ثروت خودساخته دارند به دیده حقارت می نگرند .
2- طبقه متوسط: مارکس پیش بینی می کرد که سرمایه داران خرده پا در فرآیند انباشت سرمایههای بزرگ به کلی نابود خواهند شد اما چنین نشد .
صاحبان سرمایه های کوچک که جزء طبقات متوسط قدیمی هستند معمولاً موجودیت خود را در مقابل سرمایه های بزرگ در خطر می بینند.
انواع طبقه های متوسط و دیدگاههای انها :
"طبقه های متوسط بالا" (معمولاً دیدگاه آزاد منشانه تر درباره موضوع های اجتماعی و سیاسی دارند )
"طبقات متوسط پائین" ( اگرچه گروه ناهمگنی را تشکیل میدهند و کارشان با یقهآبیها یکسان است اما معمولاً نگرشهای اجتماعی و سیاسی آنها با کارگران تفاوت دارد .
آگاهی طبقاتی و گرایشهای سیاسی طبقات مختلف
3- طبقه کارگر : معمولاً در همه کشور های صنعتی و دموکراتیک احزاب لیبرال و چپگرا آراء خود را از افرادی که طبقات پائین اجتماع هستند به دست می آورند .
روشهای بررسی آگاهی طبقاتی
1- روش آوازه ای: در این روش از پاسخگویان پرسیده میشود که آنها افراد دیگر را در چه طبقه ای قرار می دهند.
2- روش ذهنی: عبارتست از پرسش از افراد درباره اینکه خودشان را جزء چه طبقهای به شمار میآورند .
3- روش ذهنی ساخت طبقهای : بررسی اینکه مردم دربارهی ماهیت و منابع نابرابری اجتماعی چگونه میاندیشند .
فصل یازدهم : نهادهای سیاسی جامعه صنعتی
دموکراسی صنعتی: دموکراسی صنعتی مفهومی است که از بطن سرمایهداری زاده شده که حاصل کشمکش پیوسته میان مرزهای اقتدار مربوط به مالکیت و محدودیتهای که به حقوق کارگران تحمیل میشود. جدل بر سر مفهوم دموکراسی صنعتی به این خاطر مهم است که شکل کلی روابط صنعتی را بویژه از لحاظ عوامل مربوط به قدرت حاصل از روابط صنعتی، مشروعیت بخشیدن به مدیریت، اتحادیههاو کارگران دولتی و خصوصی و قابلیت تجدید ساختار سازمانها، مشخص میکند .
خلاصه ترین تعریف از دموکراسی صنعتی به روایت آبرکرومبی و همکارانش (1984): دموکراسی صنعتی به معنای شرکت کارگران در تصمیم گیریهایی است که در سرنوشت آنان تاثیر دارد .
سازو کارهای تحقق دموکراسی:
1-اتحادیهگرایی وگفت و گو بر سر شرایط کار به طور دسته جمعی
2- شوراهای کار ومشورت میان مدیران وکارکنان
3- تصمیم گیری مشترک ،که حضور نمایندگان کارکنان را بر کرسی های هیئت مدیره شرکت و شرکت آنان در تصمیم گیری را تضمین میکند.
4- نظارت کارگری بر صنعت
مزد و اهمیت آن در دموکراسی
چگونگی تعیین و پرداخت مزد از شاخصهای دموکراسی صنعتی است .
تعریف مزد: آنچه در ازای کار انجام شده به فرد پرداخت می شود (زاهدی1366 )
تاثیر مزد در امور سیاسی و اقتصادی و اجتماعی :
1- هزینه تولید ودر نتیجه تعیین قیمت کالاها و خدمات
2- میزان تقاضای کالا های مصرفی
3- میزان وجوه تامین اجتماعی، حق بیمه هاو خسارت ناشی از کار
4- میزان تورم در کشور
5- سطح اشتغال نیروی انسانی
6- رشد تورم در کشور
7- توزیع درامد وتعدیل نابرابری ها
8- موازنه پرداخت کشور
9- سطح زندگی افراد
10- میزان اختلافات حرفه ای
11- صلح و ارامش صنعتی
انواع مزد:
مزد پولی- مقدار واحد پولی که عملا هر فرد دریافت می کند
مزد واقعی- میزان قدرت خرید با مزد دریافت شده
حداقل مزد- مزدی که برای گذارندن زندگی و باز تولید نیرو برای ادامه کار لازم است.
مزد زندگی- حداکثر سطح بالای مزد است که شخص با آن ازهمهی امکانات رفاهی کشور پیشرفته صنعتی بهرهمند شود.
مزد منصفانه- میانگین مزد و مزد زندگی
مزد و بازده
نظام مناسب مزد به گونهای است که در آن میان مزد و میزان بازده مزد رابطهای معقول و منطقی برقرار باشد .
روشهای پرداخت مزد: بر حسب زمان و مکان و صنعت و کشورهای مختلف فرق می کند . اما به طور کلی به دو دسته تقسیم میشود :
1- روش زمانی 2- روش کار مزدی
ملی کردن صنایع
برای ملی کردن صنایع و اجتماعی کردن رایگیری در انگلستان پس از جنگ شورو هیجانی به وجود آمد. دولت کارگری سال 1945 با شعار سوسیالیستی کردن "قله های رهبری"در اقتصاد به قدرت رسید. در آن دوره موضوع مهم و بحث انگیز چگونگی سوسیالیستی کردن بود. برخی از عناصر درون اتحادیهی کارگری و حزب کارگر بریتانیا می گفتند ملی کردن اساس برقراری دموکراسی صنعتی است به شرط اینکه زیر نظارت نیروی کار باشد .
نظریات هربرت موریسون (از مخالفین)
هربرت موریسون معتقد است که هیچ بخش از برنامه سوسیالیستی برای برقراری نظارت کارگری یا مبارزه یا در حکم کالا بشمار آمدن نیروی کار با ملی شدن تحققی نمییابد.
عقایدش به عنوان مورسیون شهرت یافت. او نوع خاصی از الگوی سوسیالیسم دولتی را پیشنهاد کرده است که در آن به کارآیی اقتصادی زیر نظارت رهبری سیاسی متمرکز توجه شده است.
طبق نظر موریسون شرکتهای دولتی باید به سه اصل متکی باشد:
1- گماردن خبرگان به مدیریت
2- مسئول بودن صنعت و مدیران در برابر وزیران
3- اداره صنایع بر طبق روح کارایی تجارتی
نظریات بوین،لکی ،دیوکس ( از موافقین)
در مقابل نظر موریسون, دیدگاه رهبران با نفوذ اتحادیههای کارگری نظیر بوین،لکی ،دیوکس و شل قرار دارد. شل در مخالف با موریسون میگوید هر سه اصلی که شرکتهای دولتی باید به آن متکی باشند کاملا ناقص برقراری نظارت کارگران بر تصمیم گیری صنعتی است.
ویژگی دورهای دموکراسی صنعتی
دموکراسی صنعتی در کشورهای صنعتی پس از جنگ جهانی دوم ،ویژگی ادواری داشته است:
1- دورهی جدلی
دورهی جدلی که به جنبه های اخلاقی و سیاسی و دیدگاههایی مربوط به این امر می پردازد که :
به فرض بروز دگرگونی در دیدگاهها و ساختارهای قدرت و منافع گروهها، دموکراسی صنعتی ممکن است به چیزی تبدیل شود.
2- دوره مشاهده دقیق فعالیت علمی در صنعت
دورهی دیگر مبتنی است بر مشاهده فعالیت علمی در صنعت و از شواهد تجربی مربوط به موجودیت هدفها و منطق (مشارکت )بهره میگیرد. این شواهد نشان میدهند که مشارکت مجموعهای است از روابط که گروهها پیوسته در پی یافتن آن هستند .
آینده دموکراسی
"فرید ریش آگوست فون هایک" معتقد است : دموکراسی پیمانی است که به اکثریتی امکان میدهد خود را از زیر نوع حکومتی که نمیپسندند برهاند.
امروز دموکراسی قدرتی جادویی دارد به گونه ای که همهی محدودیتهای موروثی در مقابل آن در حال فروپاشی است و به همین نسبت که قدرت پیدا کرده بیاعتقادی به آن بیشتر میشود. علت این بی اعتقادی همین قدرت نامحدود دموکراسی است یعنی دموکراسی نا محدود و امروز همهی دموکراسی های غربی دموکراسی های نا محدودند.
قانون نامیدن هر چیزی که نمایندگان برگزیده اکثریت مقرر میدارند در حقیقت حکومت بیقانونی است. اعمال زور و فشار خودسرانه – یعنی اعمال زور از جانب نمایندگان اکثریت –هیچ بهتر از اعمال خودسرانه حاکمان دیگر نیست، زیرا رای اکثریت قانون نیست. مجلس اکثریت در مورد اموال اقلیت تصمیم می گیرد. در این صورت اصل آزادی لیبرالی را نفی می کند، در حالی که آیین تساوی طلبی نیست. دموکراسی نا محدود نا گزیر است که تساوی طلب باشد. در این جا نظر فون هایک با نظر زادنتسکی همانندی پیدا میکند. با این تفاوت که زادنتسکی اساسا لیبرالیسم و دموکراسی صنعتی را ناقص می داند اما فون هایک معتقد است که این تضاد اساسی نبوده بلکه این دموکراسی که هیچ قدرتی آن را محدود نمی کند با آن دموکراسی واقعی فرق دارد.
فصل 12 :صنعت و امپریالیسم :ویژگی های جدید استعمار اقتصادی و فرهنگی
نظم جدید جهانی: صدای پای امپریالیسم جدید
"مانفرد بینفلد" ،استاد دانشکده ی مدیریت دولتی دانشگاه کارلتون در اوتاوای کانادا مقالهای با عنوان "نظم جدید جهانی: صدای پای امپریالیسم جدید" نوشته است و در آن به بررسی تاثیر نظم جدید جهانی در صنعت و اقتصاد جهان پرداخته است. مانفرد بینفلد نگرش ها به نظم نویمن جهانی را به دو دسته تقسیم میکند:
دلایل بدبینی دربارهی نظم جدید جهانی
1- بازار مهار گسیخته باعث درد "بی ثیاتی و شیادی" می شود.
2- اشتغال کامل در سطح جهان در آینده قابل پیش بینی دور نمای معقولی ندارد .
3- توزیع در آمدها و دارائیهای مولد درونزاد نیست و نیروهای بازار بر آن نظارتی ندارند بلکه بازتابی است از قدرت سیاسی و اقتصادی
4- بازارها برای مقابله با عوامل خارجی و پیامدهای دراز مدت آن نا توانند
5- روزهای سیاسی دموکراتیک به مردم اجازه نمی دهد که ارزش های واقعی را بیان کنند
نمونه جهش صنعتی ژاپن
ژاپن در 1950 اقتصاد خود را به دلار وابسته کرد و برابری اسمی را بیش از 20 سال کاملا ثابت نگه داشت. در 15 سال نخست این دوره ارز خارجی را با یکی از سازمان های دولتی به دقت جیره بندی میکرد. دولت از سیاست نرخ بهره پایین تبعیت کرد.
آنتی تز سیاست نظم جدید جهانی:
بنیفلد معتقد است که: سیاست هایی مانند سیاست ژاپن تنها راه مقابله با اقتصاد جهانی یک قطبی است.
در این دنیای جدید مردم آزادی سیاسی بیشتری دارند، اما دامنه انتخاب آن ها محدود تر است . مردم میتوانند در عرصه اقتصاد آزادانهتر با هم رقابت کنند اما توانایی آنها در برخورداری از این آزادی همواره کمتر میشود.
صنعت و امپریالیسم فرهنگی
جیمز پتراس استاد جامعه شناسی دانشگاه ایالتی نیویورک در مقاله ای با عنوان " امپریالیسم فرهنگی در پایان قرن بیستم "دیدگاههای تازه ای درباره ی انباشت سرمایه دارد.مقاله ی او از چندین لحاظ برای جامعه شناسی صنعتی اهمیت دارد:
1- هدف های فرهنگی جامعه را که اکنون یکی از قله های صنعت جهانی است فاش می کند و گامی است در راه تشریح ویژگی های فرهنگی این جامعه
2- نشان می دهد که چگونه ی توان از محصولات همچون سود آوری صنعت بهره گرفت
3- سلطه گری فرهنگی را جزء جدایی ناپذیر نظام اقتصادی و اجتماعی می داند.
4- نشان می دهد که هدف از این سلطه گری فرهنگی سر پوش نهادن بر ستیز اساس جداناپذیر از این نظام است.
امپریالسیم فرهنگی در پایان قرن
مپریالسیم فرهنگی آمریکا دو هدف دارد: 1. اقتصادی 2. سیاسی
هدف اقتصادی آن تسخیر بازارها برای کالاهای فرهنگی و هدف سیاسی آن برقراری سلطه از طریق شکل دادن به افکار عمومی است.
در حوزه سیاسی امپریالسیم فرهنگی در جدا کردن مردم از ریشه های فرهنگی و سنتی های هم بستگی تاثیر عظیمی می گذارد.
هدف اصلی امپریالسیم فرهنگی بهره کشی سیاسی و اقتصادی از جوانان است .
سرگرمی ها و آگاهی های جوانانی را که در برابر تبلیغات آمریکایی آسیب پذیرترند پیام آن نیز ساده و روشن است :( تجدد گرایی )یعنی مصرف فرآورده های رسانه های آمریکایی.
سلطه فرهنگی و استثمار جهانی
در مورد جهان سوم می توان امپریالسیم فرهنگی را چنین تعریف می کنند : نفوذ منظم و سلطه ی طبقه ی حاکم غرب بر حیات فرهنگی توده های مردم،برای شکل دادن به ارزش ها ،رفتارها ،نهادها و هویت مردمان ستم دیده به گونه ای که ارزش ها ،رفتارها ،نهادها و هویت ستم دیدگان با منافع طبقات امپریالستی سازگار شود.
ویژگی های جدید استعمار فرهنگی :
1- توده ی مردم را مخاطب قرار می دهد
2- رسانه ها به ویژه تلویزیون به خانه هجوم می برند
3- استعمار فرهنگی معاصر دامنه جهانی و تاثیر سلطه آور دارد.
4- رسانه ها که ابزار امپریالسیم فرهنگی اند فقط به طور ظاهری خصوصی اند
5- منافع سیاسی از طریق موضوعان غیر امپریالسیتی تصویر می شود
6- به دلیل لجام گسیختگی نظام سرمایه داری و افزایش تضادها و فقر و خشونت رسانه ها امکان وجود چشم اندازهای دیگر را ضعیف جلوه می دهند.
7- می کوشد هویت های ملی را نابود یا از مضمون اجتماعی و اقتصادی تهی کند.
رسانه ها،تبلیغات و انباشتی سرمایه
رسانه ها از منابع اصلی ثروت و قدرت برای سرمایه آمریکا هستند، زیر شبکه های ارتباطی آن را در سراسر جهان گسترش می دهند. درصد فرایندهایی از ثروتمند ترین افراد آمریکای شمالی ثروت خود را از رسانه ها به دست می آورند.
امپریالسیم و سیاست زبان
امپریالسیم فرهنگی راهبرد دو گانه ای برای مقابله به نیروها و برقراری سلطه خود در پیش گرفته است:
1- هم می کوشد سیاست مخالفان خود را خراب کند
2- حساسیت زدایی همگانی بوده است به نحوی که کشتارگری دولت های غربی عادی جلوه کند.
تروریسم فرهنگی ،ستم لیبراسیم
تروریسم فرهنگی سبب جا به جایی هنرمندان و فعالان فرهنگی محلی است .
تروریسم از ضعف روانی و نگرانی های عمیق مردمان آسیب پذیر سخن می گوید.
آمریکایی سازی فرهنگ های جهان سوم با حمایت و تکریم طبقات حاکم ملی صورت می گیرد.
تاثیر امپریالسیم فرهنگی:
امپریالسیم فرنگی و ارزش های مورد تشویق آن تا حدود زیادی مانع آن شده که افراد استثمار شده به طور جمعی به وضعیت خود واکنش نشان دهند.
حدود امپریالسیم فرهنگی:
امپریالسیم فرهنگی در انحراف تخدیرمردم با موانع جدی رو به رو است و در ورای قدرت آن نفی مردم رخ می دهد .وعدههای کاذب امپریالسیم فرهنگی موضوع مضحکههای تلخی میشود و انگار به زمان و مکانی دیگر تعلق دارد .
جاذبه های فرهنگی بر اثر پیوند های دیر پای جمعگرایی که ارزشها و عمل خود را دارد محدود میشود.
http://atmqom.blogfa.com/post-19.aspx