خلاصه داستان شنل نوشته نیکلای واسیلی یوویچ گوگول (۱۸۵۲-۱۸۰۹)

نیکلای واسیلویچ گوگول نویسندهٔ بزرگ روسی, متولد یکی از شهرهای مرکزی اکراین است. او درام‎نویسی طنزپرداز بود و بنیانگذار مقولاتی در ادبیات روسیه بود که به نقد واقعگرایانه معروف شد. انتشار رمان «نفوس مُرده» در ۱۸۴۲ او را به اوج شهرت رساند. آنچه نثر گوگول را در میان سایر آثار منثور بارز می‌سازد بازی‌های زبانی اوست که به عنوان یکی از شگردهایش در نویسندگی محسوب می‌شود. گوگول اواخر عمرش تحت تأثیر کشیشی متعصب، پدر کنستانتینفسکی، قرار گرفت و دنباله‎ی نفوس مُرده را سوزاند؛ آن‎هم فقط ده روز پیش از مرگش. او در ۴ مارس ۱۸۵۲ در آستانه‎ی جنون درگذشت.گوگول  داستانهای کوتاه واقع گرایانه می‌نوشت و داستان «شنل» او را آغازگر سبک واقع گرایی دانسته‌اند و اشارهٔ داستایوسکی به داستان «شنل» او ناظر به همین معناست که "همه ی ما از زیر شنل گوگول بیرون آمده‌ایم!"

داستان شنل سرگذشت غم‌انگیز کارمند حقیری است که پس از سالها محرومیت موفق می‌شود شنلی تهیه کند تا خود را گرم نگه دارد، اما در نخستین روز استعمال آن را از او می‌دزدند و از این غصه بیمار می‌گردد. وصف بینوایی مرد بیچاره و فداکاریهای او برای خرید شنل، شبهایی که در تاریکی بسر می‌برده و چراغ روشن نمی‌کرده، مقدار غذایی را که از برنامه زندگی حذف کرده و چشم‌ پوشیهای او از خرید چیزهای ضروری زندگی، همه اینها چنان است که خواننده را به نوعی تشویش دچار می‌کند.
آکاکی کارمندی‌ست که هیچیک از همکارانش او را نمی‌فهمند. مسخره‌اش می‌کنند و مثل یک دلقک به وی خندیده و با او رفتار می‌کنند. تا جایی که آکاکی تصمیم می‌گیرد خودش را زیر یک شنل نو مخفی کرده و با توسل جستن به شنل احترام جامعه را به‌خود جلب کند! در شنل، تنها کسی که خواننده نمی‌تواند با او همزاد پنداری کند، آکاکی‌ست. البته این ترس و یا مسخرگی آکاکی نیست که به داستان نمود می‌دهد بلکه موقعیت شغلی و محیط کارمندی اوست که حقیر و سیاه جلوه می‌کند. آکاکی التماس می‌کند تا همکارانش او را اذیت نکنند. برای رهایی خود از موقعیت و لحظه‌ای که طبیعت و یا سرنوشت برای او پیش آورده التماس می‌کند،

/ 6 نظر / 422 بازدید
علی واولادش

این سرگذشت همه کارمندان این مرز طلا خیز است

محمد رضا كريمي

با سلام خدمت استاد عزيزم جناب مهندس حديدي.به طور اتفاقي وبلاگتون رو تماشا كردم.حقير از شاگردان درس شيمي جنابعالي در سال 75-76 بودم.دانش آموخته كارشناسي نرم افزار و الان هم كه در تهران مشغول بكارم .اميدوارم هميشه پاينده و پيروز باشيد.كوچك شما - كريمي

ali

hi y can`t write farsi

فاطمه

یه نکته دیگه این داستان اینه که سرنوشت همه شخصیت ها هم در اون مخص میشه. یعنی تهش هیچ سوالی توی ذهن نمی مونه.توصیف شخصیت اصلی هم خیلی دقیق و قابل لمسه. این داستان فوق العاده ای بود. نمی دونم ایا دیگر آثار گوگول به همین اندازه جذاب هستن یا نه؟

خشایار

متن خوبی بود ممنون[تایید]