سرخ و سیاه استاندال

داستان درباره پسر باهوشی‌ست با پدری نجار که از همان کودکی تصمیم می‌گیرد وارد جرگه اعیان شود.. آن‌هم در دورانی که اختلاف طبقاتی در فرانسه یک موضوع بسیار مهم بوده است.
پسر برای رسیدن به هدف، با نقاب ریاکاری وارد بازی روزگار می‌شود. سرشت خوب او با این نقاب- که خود فکر می‌کند برای رسیدن به هدف وظیفه دارد خوب حفظش کند-در تناقض است و این تناقض دست‌مایه موضوعات جالب داستان می‌شود...انتخاب شغل کشیشی همراه با نقاب ریا و یک ذات هوشمند، سرنوشت متفاوتی را برای پسر می‌سازد..

/ 1 نظر / 16 بازدید